ما

آزاد

شنبه 13 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 13:39

حکایت غریبی است...

حکایت غریبی ست: 

اگر از زندگی ناخرسند باشی و بمانی، گویند حتما راضی است که مانده 
اگر جدا شوی، گویند بی تعهد و بی وجدان بوده 
و اگر ازدواج نکنی، گویند ببین چه مشکلی داشته که ازدواج نکرده 


اما هیچ کس نمی گوید: 

...اگر ماند، احساس مسئولیت و انجام وظیفه و تعهد و وجدان او را پایبند کرده نه رضایت از زندگی و عشق به زندگی 
اگر رفت، رفته است تا رضایت را جستجو کند، رفته است تا تعهد را به واسطۀ عشق پایبند باشد نه بواسطۀ قرارداد 
و اگر ازدواج نمی کند، رسالتش را در چیز دیگری یافته است.